کارآموزی مطالعه و بررسی كنترل و كیفیت و طراحی كالاها

از لغات بهره وری و عملکرد به طور متداول در حوزه های علمی و تجاری استفاده می شود، اگرچه به ندرت تعریف یا توضیح مناسبی از آنها ارایه شده استدر حقیقت این لغات اغلب گیج کننده اند و با واژگانی چون کارایی،اثربخشی و سوددهی، مترادف در نظر گرفته می شوند(سینک و توتل، ۱۹۸۹؛ چو، ۱۹۸۸؛سومانث، ۱۹۹۴؛ کاس و لویز، ۱۹۹۳؛ توماس و بارون، ۱۹۹۴؛جکسون و پیترسون، ۱۹۹۹) د
دسته بندی گزارش کارآموزی و کارورزی
فرمت فایل doc
حجم فایل 324 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 156

کارآموزی مطالعه و بررسی كنترل و كیفیت و طراحی كالاها

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

تاریخچه 1

مقدمه 2

كیفیت كالا 2

نقش طراحی در صنعت بسته بندی 4

بسته بندی و صادرات 12

روش های افزایش كیفیت كالا و خدمات 14

كنترل كیفیت 19

عوامل مؤثر در كیفیت طراحی 22

اجزای مدیریت كیفیت فراگیر 25

spc چیست؟ 39

هزینه یابی كیفیت 41

شركت XX سهامی عام 58

مروری بر تاریخچه كنترل كیفیت در ژاپن 66

اصول بازاریابی فیلیپ كاتلر 85

برنامه ریزی استراتژیك مبتنی بر كیفیت 87

ادغام برنامه ریزی استراتژیك و مدیریت جامع كیفیت 88

عنوان صفحه

عناصر اصلی برنامه ریزی استراتژیك مبتنی بر كیفیت 89

سنجش ، ارزشیابی و ارتقای مستمر 89

پنج رویكرد برنامه ریزی كیفیت 95

مراحل اجرا 96

نظریه مدیریت كیفیت 99

زنجیره واكنشی بهبود كیفیت 102

جایزه مالكوم بالدریج 104

جوران 108

كرازبی 110

تاگوچی 113

ایشی كاوا 116

اصول حركت به سوی كیفیت 117

استانداردهای كیفی و كیفیت 119

ابعاد كیفیت 121

تعاریف 122

پاسخ به چند سؤال كلیدی 124

مدلهای جهانی ارزیابی كیفیت 131

عنوان صفحه

استقرار مدیریت كیفیت 133

ساختار روش اجرایی 134

مبنای مدیریت كیفیت 140

منابع 150

تاریخچه

از لغات بهره وری و عملکرد به طور متداول در حوزه های علمی و تجاری استفاده می شود، اگرچه به ندرت تعریف یا توضیح مناسبی از آنها ارایه شده است.در حقیقت این لغات اغلب گیج کننده اند و با واژگانی چون کارایی،اثربخشی و سوددهی، مترادف در نظر گرفته می شوند(سینک و توتل، ۱۹۸۹؛ چو، ۱۹۸۸؛سومانث، ۱۹۹۴؛ کاس و لویز، ۱۹۹۳؛ توماس و بارون، ۱۹۹۴؛جکسون و پیترسون، ۱۹۹۹). دستورالعملهای سنجش و بهبود نیز اغلب بدون درک واضح از آنچه باید اندازه‌گیری شود و بهبود یابد اجرا می گردند.این رویکرد عمل گرا نسبت به بهبود، فرصت فهم کامل و سپس به حد اکثر رساندن عوامل اساسی و موثر در رقابت پذیری و موفقیت را به سادگی از بین می برد.

مطمئنا در محافل علمی،داشتن واژگان و دستور زبان مشترک در تضمین ارتقای درک مشترک، بنیادین و قوی، سودمند است.

مقدمه

کیفیت کالا

امروزه به كیفیت كالا بعنوان یك امر ساختنی توجه می‌شود نه یك مساله كنترل كردنی . تولید یك كالا با كیفیت مناسب نیاز به بهبود عملكرد كلیه قسمتهای دخیل در تولید آن كالا دارد. كنترل كیفیت مواد اولیه، قطعات ساخته شده و نیمه‌ساخته‌ای كه محصول از مونتاژ آنها بوجود می‌آید ضروری است ، اما كافی نیست . علاوه بر موارد مذكور باید نظارت و طراحی دقیقی بر كنترل در حین تولید و طراحی بعمل آید. انجام این كار مستلزم طراحی یك سامانه كنترل كیفیت یكپارچه IQC می‌باشد. اگر چه سابق بر این روشهای TQC به همین منظور استفاده شده‌اند، اما به نظر می‌رسد كه اجرای IQC آسانتر از TQC باشد. طراحی و اجرای یك سیستم IQC علاوه بر آسان بودن، بیشتر مزایای یك سیستم TQC را به همراه دارد. سیستم IQC مورد نظر از ادغام دو سیستم كنترل كیفیت آماری و سیستم كنترل فرآیند آماری در مجاورت یك سیستم اطلاعات كیفیت حاصل می‌شود. واحد مورد بررسی این مطالعه یك شركت بزرگ ماشین‌آلات صنعتی می‌باشد كه مدل IQC برای آن طراحی و اجرا گردیده است .

صنعت بسته بندی و طراحی کالا

می توان گفت زبان تولید،بسته بندی وارایه كالا با شكل مناسب دربازار است.لزوم نگرش سیستماتیك به صنایع بسته بندی ،امروز بسیار بیشتر از گذشته احساس می شود.تنگناهای اقتصادی موجودوكاهش نقدینگی وسرمایه درگردش واحدهای تولیدی،كاهش منابع تامین كننده در آمدهای مالی همه وهمه اهمیت نقش صنعت بسته بندی ولزوم نگرش مدیریتی وسیستماتیك رابیشتر ایجاب می كند.درجهان امروز محصولات بسته بندی شده دارای ویژگیهای كاملا شناخته شده است ،امامتاسفانه هنوز نقش اقتصادی ،اجتماعی بسته بندی از سوی بسیاری از تولید كنندگان كشور به درستی درك نشده است وآگاهی لازم نسبت به آن به عنوان یك ابزار بازاریابی در بازارهای داخلی وخارجی وجودندارد.

كیفیت بسته بندی ایران نسبت به بسته بندیهای خارجی درسطح بسیار پایینی قراردارد.باتمام اهمیتی كه بسته بندی دارد وپیوسته توسط مسئولان به آن اشاره می شود،بسته بندی هنوز هویت صنفی یا صنعتی پیدانكرده وواحدهای تولیدی همچنان برای پیداكردن یك روش یایك ماشین بسته بندی مناسب محصول خود سردرگم هستند.دراین رابطه می توان به فقدان بسته بندی مناسب درمورد برخی كالاهای صادراتی مانند زعفران اشاره نمود كه عموما به صورت فله ای صادر می شود.درپاره ای ازموارد بسته بندی بعضی ازمحموله های صادرشده به كشورهای پیشرفته بدلیل مغایرت با قوانین مربوط به محیط زیست ،به خودداری واردكنندگان این كشورها از تحویل گرفتن كالا منتهی شده است.درمواردی بدنبال بی توجهی تولید كنندگان وصادر كنندگان نسبت به استانداردهاوالزامات كشورهای واردكننده ،كالاهای مزبورقابل قبول در آن كشورها محسوب نشده است دور ریخته ویا مرجوع شده اند

نقش طراحی در صنعت بسته بندی

طراحی دربسته سعی دارد كیفیت كالا را به شكل دقیق تری به نظر مصرف كننده برساندتا علاوه بربرخورداری از اعتماد واطمینان بیشتر به سلامتی كالا،ایجاد جذابیت وگیرایی بالاتری نموده ومصرف كننده رامجبور به خرید نماید.این شكل طراحی امكان رقابت مطمئن كالا رادر بازارهای رقابتی به راحتی فراهم می سازد.هنگام طراحی سهولت جابجایی یا مصرف،مسایل مرتبط با با حمل ونقل وانبار كردن كالا نیز مورد بحث قرار می گیرد.بسته بندی مناسب نقش عمده ای درموفقیت محصول دارد.طراحی موفق بسته بندی محصول مستلزم تخصصهای مختلف درزمینه تحقیقات علمی،روانشناسی ،هنر وطراحی است.رنگ آمیزی وطراحی بسته بندی متناسب با سلیقه بخشهای مختلف بازار موجب جلب تقاضای بیشتر برای محصول می شود.

مصرف كنندگان امروزی بسته ومحصولی را می پسندندكه آسان باز شود،درصورت نیاز به نگهداری محصول قابل استفاده مجدد باشدودرزمان پایان مصرف نیز دورریختن آن آسان باشد.متاسفانه طراحی بسته بندی بصورت علمی درایران وجود نداشته واز موارد ضعف در بسته بندی محصولات كشور می باشد.

روشهای توزیع محصول ونقش آن درساختار بسته بندی:

روش توزیع می تواند اثر زیادی برساختار بسته بندی داشته باشد.تغییر در سیستم توزیع ممكن است منجربه روش جدید بسته بندی محصولات قبلی شود.مثلا تغییر به سمت ناوگان كانتینری باعث كاهش درمیزان بسته بندی خارجی می شود.جزییاتی كه دراین مرحله از عملیات باید مورد توجه قرار گیرد عبارتنداز:

  1. بارگیری وتخلیه: روش حمل ونقل به ناوگان وسایط نقلیه
  2. نوع ناوگان: راه آهن ،جاده،دریا،هوا ویا تركیبی از آنها
  3. نقاط مورد نظر: موقعیت نقاط درمحدوده توزیع
  4. شرایط آب وهوایی :شرایط درجه حرارت ورطوبت كه در طول انبار كردن وتوزیع وجوددارد.

یك بسته بندی خوب از محصول درطی حمل ونقل ،فرایند انبارداری،قفسه مغازه خرده فروشی ودر قفسه خانه مشتری حفاظت می كند.این نوع حفاظت برای تمامی بخشهای در گیر با محصول نظیر تولید وكانالهای توزیع ومشتری منافع اقتصادی به بار می آورد.تازمانی كه توزیع محصول رادرزمان ومكان مناسب ارایه كند ،بسته بندی می تواند به بعد كیفیت محصول از طریق فراهم آوردن درجه مناسبی از حفاظت در مقابل شكستگی ،فاسد شدن وگم شدن محتویات بیفزاید.هركدام ازروشهای توزیعی اعم از هوایی،دریایی،زمینی با پالت،كانتینرو…از نظر تكنولوژیكی قابل دسترسی ،محدودیت ابعاد بسته بندی وفشاروارد بركالاها دارای ویژگیهای خاصی هستندوبه علت تفاوت این ویژگیها تعارضاتی درتقاضای بكارگیری روشهای فوق وجوددارد.

این یك اصل اساسی است كه طرح هربسته باید با مشخصات آنها تناسب داشته باشد.مخاطرات فیزیكی ازقبیل به هم فشردگی كه درمرحله نگهداری یا انتقال بوجود می آید،برخورد یا تصادف كه ممكن است در هنگام انداختن ویا پرت كردن بسته ها بوجود آید،تبخیر،اثردما،حرارت ونورو… از جمله مسایلی است كه در انتخاب روش توزیع بایستی به آنها توجه شود.

تكنیكهای بسته بندی

تكنیكهای بسته بندی با توجه به تكنولوژی وماشین آلات موجود در كشور وامكانات قابل دسترس ودستیابی در داخل وخارج كشور می بایست انتخاب گردد،تكنیك بسته بندی از چند نظر قابل تفكیك است كه از آن جمله می توان به مواد اولیه مصرفی در صنعت بسته بندی وتكنولوژی وماشین آلات ذیربط اشاره نمود. ماشین آلات وتكنولوژی بسته بندیهای فلزی امكان استفاده از تجهیزات جهت ساخت ،پركردن وبستن درب قوطیهای فلزی رافراهم می آورد.شیشه ماده ایده آلی برای ظروف بسته بندی با تركیبی از كارایی ،ارزانی،بهداشتی وزیبایی است.بسته بندی كاغذی ومقوایی درتمام ابعاد وزوایای صنعت بسته بندی رخنه كرده وبه جرات می توان گفت برای هر نوع محصول تولیدی قابل استفاده است.بسته بندیهای چوبی در ساخت جعبه های چوبی (صندوق) وبسته بندیهای پلاستیكی عمدتا در صنایع غذایی قابل استفاده هستند.تركیبی از موارد فوق نیز در بسته بندی محصولات استفاده می شود.مواد مختلف دربسته بندی ازنظر هزینه ،استحكام،زیبایی،جذابیت وتناسب با محصول استفاده شده وبا توجه به نوع مواد اولیه مصرفی درصنعت بسته بندی تكنولوژی وماشین آلات ذیربط عبارتند از:

  1. گروه ماشین آلات وتكنولوژی بسته بندیهای فلزی
  2. گروه ماشین آلات وتكنولوژی بسته بندیهای سلولزی
  3. گروه ماشین آلات وتكنولوژی بسته بندیهای پلاستیكی
  4. گروه ماشین آلات وتكنولوژی بسته بندیهای شیشه ای
  5. گروه ماشین آلات وتكنولوژی بسته بندیهای تركیبی

یكی از مشكلات كشور در این است كه بسته بندی در براخی مراحل بصورت دستی انجام می شودواین كار تلرانس وزن بسته ها رامتفاوت می كند.علاوه براین احتمال آلودگی ثانویه بدلیل قراردادن كالا بادست نیز دربسته وجوددارد. استفاده ازسیستمهای نیمه اتوماتیك ویا عمدتا دستی یكی از دلایل عدم رقابت محصولات تولیدی در بازارهای جهانی است.تكنولوژی وارداتی نیز بدلیل نیاز به سرمایه گذاری بالا ندرتا مورد استفاده قرار می گیردوماشین الات تولید داخل نیز عمدتا قابل رقابت نیستند.

كنترل كیفیت در بسته بندی

هدف اصلی تولید كننده تولید وتحویل اقلام با یك مشخصه معین به مصرف كننده ودر عین حال اطمینان از سود آوری عملیات ا ست.برای برآورده ساختن این هدف باید كیفیت مورد سنجش وارزیابی قرار گیرد استانداردهای بسته بندی نهایی مورد قبول كیفیت بسته بندی نهایی شامل روشهای آزمایش كمی مثل اندازه گیری نیروی وارده برظروف شیشه ای ویا ارزیابی های ذهنی از جنبه هایی مثل ظاهر كلی بسته است.

بخش كنترل كیفیت سه سطح اصلی در مسئولتها دارد:

  1. كیفیت مواد اولیه: این بخش مسئول تضمین این مساله است كه تمام مواد اولیه ورودی به فرایند تولید مناسب باشند.یعنی اینكه این مواد تحت شرایط طبیعی ،محصول نهایی رضایت بخش راتولید خواهند كرد روش معمولی این است كه تولید كننده مواد اولیه تمام بررسیهای كفی مهم راانجام دهد.
  2. كیفیت مواد بسته بندی:سطح دوم مسئولیت تضمین تولید مواد وبسته بندی با كیفیت مطلوب وحداقل هزینه است.اطمینان یافتن از اینكه تولید،مشخصات كل مجموعه رابر آ.ورده می سازدوراه انداری سیستمی برای حذف ورفع موارد معیوب
  3. رضایت مشتری : بخش كنترل كیفیت مسئول تضمین این است كه مصرف كننده از كیفیت كالای دریافتی راضی باشد وكیفیت محصول درتمامی مراحل انبار ،توزیع ،فروش ومصرف حفظ شود.

استانداردبسته بندی

بكارگیری استانداردها وسیستمهای كیفیت در ایجاد والقاء اعتماد واطمینان درنزد مشتریان بسیار سودمند است.پذیرش سیستمهای كیفیت براساس ایزو9000 برای شركتها در كشورهای درحال توسعه ضروری به نظر می رسد،چنین سیستمهایی آنها راقادر می سازد به بازارهای جهانی وصادراتی رقابتی شدید وارد شده وهمچنین سهم بازار خودرا افزایش دهند.بكارگیری استانداردها ،كیفیت رابهبود بخشیده ،بهره وری وكارآیی عملیات راافزایش داده واتلاف سرمایه ها راكاهش می دهند.استانداردهای موجود بسته بندی عبارتنداز:

  1. استانداردهای بهداشتی
  2. استانداردهای حمل ونقل
  3. استانداردهای عملیات گذاشت،برداشت وچیدمان
  4. استانداردهای بكارگیری رنگها وشكل وفرمها
  5. استانداردهای اطلاعات مورد نیاز كه بایستی به مشتری منتقل شود
  6. استانداردهای امنیتی ونگهداری كالا
  7. استانداردهای بكارگیری وبازیافت پس ازمصرف

استفاده ازبسته بندیهای مطلوب برای صادرات وانطباق استانداردها با مصرف كنندگان وسلیقه كشورهای واردكننده به عنوان عامل موفقیت دربازارهای داخلی وخارجی اهمیت زیادی دارد.

تدوین مقرراتی جهت استفاده ازبرچسب مخصوص صادركننده یا برچسب وعلایم درخواستی خریدار ازجمله تمهیداتی است كه برای جلوگیری از خدشه دارشدن اعتبار كالاهای صادراتی ضروری است.

بسته بندی وصادرات

راه پیدانمودن به بازارهای جهانی یكی از مسایلی است كه درصدر مسایل تولید قراردارد.شناخت صحیح از بازارهای جهانی وآگاهی از نوع وسلیقه های متفاوت درخواستی در حیطه زمانی ،كیفیت كالا وایمنی آن،ازجمله مسایلی است كه درتعیین سیاستها،طراحی واجرای بسته بندی نقش اساسی ایفا می كند.امروزه با توجه به استانداردهای خارجی ویا داخلی در زمینه تولید محصولات ، استاندارد كردن كالاها ویا خدمات،استقرار سیستم مدیریت كیفیت ازجمله پارامترهای مهم درعرصه رقابت صنعتی بشمار می روند. امروزه كیفیت برتر كالا همراه با با سایر عوامل وشرایط تاثیر گذار برفروش صادراتی مانند وضعیت بازار ،نحوه توزیع وبسته بندی،خدمات پس از فروش ،قیمت و … موثر است.استاندارد های جهانی جنبه های مختلفی از جمله طراحی كالا ،بسته بندی،شرایط حمل و…رادر برمی گیرند

هولوگرام كنترل كیفیت كالاهای ICT جایگزین طرح‌های اجباری شود

هولوگرام كنترل كیفیت كالاهای انفورماتیك در كشور یك طرح كاملا تشویقی است؛ اما می‌‏تواند جایگزین طرح‌‏های اجباری شود.

علیرضا خمسه، مدیرعامل مركز تحقیقات صنایع انفورماتیك، با بیان این كه ویژگی مورد انتظار از یك كالای استاندارد، فروشنده و نمایندگی معتبر و دارای شبكه توزیع است، اظهارداشت: كالاهای فناوری اطلاعات وابسته به سرویس هستند و به شرط گارانتی، فروشنده و شبكه توزیع پیش‌‏نیاز اولیه‌‏ای است كه كمك می‌‏كند تا خریدار بتواند كالای خوب دریافت كند.

خمسه، با اشاره به هالوگرام كنترل كیفیت محصولات انفورماتیك در كشور كه مصرف‌‏كننده و واردكننده را مقید می‌‏سازد كه از محصولات استاندارد استفاده كنند، افزود: هالوگرام به نوعی با كالای قاچاق مبارزه می‌‏كند و مزیت آن پشتیبانی از كالاهای مرغوب در كشور خواهد بود.

وی، با بیان این كه هولوگرام كنترل كیفیت محصولات IT طرحی كاملا تشویقی است، تصریح‌‏كرد: هیچ اجباری برای تولید‌‏كنندگان و توزیع‌‏كنندگان كالاها برای دریافت این نشان وجود ندارد؛ اما اگر در بازار جای اصلی خود را پیدا كرد، می‌‏تواند جایگزین طرح‌‏های اجباری شده و به عنوان مزیت در مناقصه‌‏ها اجرا شود.

مدیرعامل مركز تحقیقات صنایع انفورماتیك با بیان این كه علاوه بر نشان هولوگرام، تعیین استاندارد كالاهای سخت‌‏افزاری از دیگر اقدامات این مركز خواهد بود، گفت: كالاهای سخت‌‏افزاری نظیر منبع تغذیه، كیس،‌‏ مانیتور، پرینتر، اسكنر، سرور و كپی‌‏یر از جمله اقلامی است كه اگر وارد كشور می‌‏شوند، لازم است كه مقررات استاندارد در موردشان احراز شود كه این امر استاندارد اجباری تلقی شده و در صورتی كه واردكننده مستندات قابل قبولی ارایه نكند، شامل این استاندارد نخواهد شد.

خمسه، در خصوص استاندارد نرم‌‏افزاری با بیان این كه در زمینه نرم‌‏افزار به بلوغی نرسیده‌‏ایم كه به استاندارد آن فكر كنیم، یادآور شد: راه‌‏حل‌‏های نرم‌‏افزاری در كشور ما عمومی نیست كه بخواهیم آن را استاندارد كنیم؛ اما در خصوص استاندارد امنیت اطلاعات فعالیت‌‏هایی صورت گرفته است.

وی، با بیان این كه مركز تحقیقات صنایع انفورماتیك مسوولیت مشاور و پیاده‌‏سازی استاندارد امنیت اطلاعات را برعهده دارد، خاطرنشان كرد: امنیت فضای تبادل اطلاعات از جمله بحث‌‏هایی است كه در كشور باید نهادینه شود.

روش‌های افزایش کیفیت کالا و خدمات

کنترل کیفیت در کارخانه ها

چالش فرا روی اکثر مؤسسات تولیدی و خدماتی هنگام مواجه شدن با تنزل کیفیت کالا و خدمات آن مؤسسات، یافتن علل کاهش کیفیت و خدمات این سازمان‌ها است. کارشناسان دلایل پائین بودن کیفیت کالا و خدمات را معمولاً در سوء مدیریت، عدم برنامه‌ریزی مناسب و کم بها دادن به وظیفه کنترل کیفیت می‌دانند. اولین مسئول حفظ کیفیت محصول و یا خدمات، مدیرآن مؤسسه تولیدی یا خدماتی است. زیرا مدیـــران بــایــد مــراحــل پیشرفت کــار را در تمــامی رده های شغلی در سیستم خود کنترل نمایند. از بالاترین مسئول اجرائی تا کارمندان ساده باید زیرنظر مدیر باشند. این مدیر است که تقدم و تاخرها را مشخص می کند. و به کارمندان نشان می دهد چه اقدامی از همه مهمتر است البته تمام کارمندان هم باید خط‌مشی تعیین شده از طرف مدیر را بپذیرند، و تابع مقررات وی باشند. بنابراین، این پرسش مطرح می شود که یک مدیر خوب چگونه باید بر محیط کار نظارت کند تا بتواند بالاترین میزان کیفیت را برای تولیدات کسب نماید. اولین نکته این است که برای مدیر کیفیت نخستین اولویت باشد. هرگز در مورد برنامه های زمانی فاکتور کیفیت را فراموش نکند. هرگز اولویت بندی بودجه را بدون در نظــر گـرفـتـن هـــزینــه افـزایـش کیفیـت بـــررسی ننمــایـــد و هــرگـــز مـیزان بـودجــه برنامه های مختلف کـــارخـــانـه و یا شرکت خود را بدون بررسی کیفیت آن موارد مورد سنجش قرار ندهد. بدون شک برای داشتن کیفیت بالا در یک سازمان باید تاریخچه ای از مفهوم کیفیت از آن سازمان و هدفهای آن سازمان در اختیار داشته باشیم. به بیان دیگر، اگر می‌خواهیم که سازمان ما به سمت افزایش کیفیت پیش برود باید اطلاعات خود را در مورد واژه کیفیت بالا ببریم. دقیقا زمانی که ما متوجه می شویم چگونه می توانیم مدیریت زمــان و بـودجــه را رعایت کنیم همـان زمـــان است کـــه می توانیم به مدیریت کیفیت هم پی ببریم. ما باید با رابطه بین بودجه، کیفیت و زمان آشنا باشیم. دقیقا در این زمان می توانیم با سرمایه‌گذاریهای موثر که باعث افزایش سود سهام مالی می‌شوند، کیفیت تولیدات و خدمات خود را هم بالا ببریم بدون این که اثرات منفی در بخش بودجه و زمان را تحمل کنیم. نقش مــدیــر این است کـــه بعــد از آشنـــایی بـــا روابـــط تــوضیــح داده شـــده در بــالا، بـــه سرمایه گذاری درست بپردازد و کارمندان خود را در راه افزایش کیفیت کالا و یا خدمات راهنمایی کند. بعد از نقش مدیریت، باید نقش برنامه ریزها را بررسی کرد. کیفیت نیز مانند سایر شاخص ها نمی تواند در یک سیستم خودنمایی کند مگر این که از ابتدا در آن سیستم برنامه ریزی شده باشد. بنابراین، سؤال اینجاست که یک برنامه ریز چگونه، عمل می کند تا کیفیت سیستمی را که شناخته افزایش دهد؟ اولین قدم در راه پیشرفت، شناخت شرایط موجود است. هر مهندس باید کیفیت برنامه ریزی های خود را اندازه گیری کند. در عین حال باید بررسی کند که چگونه با ظرفیت های موجود می تواند به حداکثر کیفیت برسد. هر برنامه ریز باید به خوبی با میانگین نواقص کارهای انجام شده و سودمندی آنها و میانگین سرعت برنامه های طراحی شده و کارهای انجام شده آشنا باشد. در نتیجه یک برنامه ریز مانند یک دونده ماراتن می تواند با در نظر داشتن اهداف و تغییر الگوهای کاری گامهای مهمی در راه پیشرفت بردارد. یک برنامه ریز باید مانند یک مربی تیم ورزشی که به هدایت تیم خود برای رسیدن به حداکثر نتیجه می پردازد، به کنترل و هدایت کارمندان یک سیستم بپردازد تا حداکثر کیفیت حاصل شود. بنابراین یک برنامه ریز کاردان باید به جمع آوری آمارهای مناسب بپردازد و سپس بررسی کند که آمارها چه معنا و مفهومی دارد و از آنها در جهت یک برنامه‌ریزی مناسب استفاده‌کند. همچنین یک برنامه ریز خوب باید اهداف کامل و جامعی را طراحی کند و در راه رسیدن به آنها به تغییر عادات کاری بپردازد. سؤال اینجاست که اگر کنترل کیفیت در جهت افزایش کیفیت و محصولات گام بر نداشته است، پس نقش آن چیست؟ کنترل کیفیت در حقیقت در نقش چشم و گوش مدیریت است تا او را آگاه کند که آیا سیستم به خوبی کار می‌کند یا اینکه نیاز به کارهای اصلاحی دارد. با اندازه گیری و بررسی مراحل پیشرفت سیستم، به کمک کنترل کیفیت در می‌یابیم آیا مراحل کاری و استانداردهای سازمان اجرا می شوند یا نه؟ نکته دیگر این که آیا این استاندارد ها و مراحل مختلف در راه به ثمر رساندن خوب کارها و اهداف موثر هستند یا نه؟ وقتی این استانداردها در نظر گرفته نمی شوند علت چیست؟ نکته دیگــر این که آیــا ایـــن استانداردها و مراحل مختلف در راه به ثمر رساندن خوب کارها و اهداف مؤثر هستند یا نه؟ وقتی این استانداردها در نظر گرفته نمی شوند، کنترل کیفیت، علل ایجاد مشکلات را بررسی می کند و به مدیریت کمک می کند تا یک راه حل جدید ارائه دهد و پیشرفت را به سیستم برگرداند. با تست کردن محصولات می توان میزان پیشرفت سیستم را بررسی کرد. کنترل کیفیت، میزان کیفیت به دست آمده را بررسی می‌کند و به این ترتیب مدیریت می تواند تعیین کند که آیا مراحل کاری برای نیازهای پروژه مناسب بوده اند یا نه؟ وقتی میزان نواقص بالاتر از میزان پیش‌بینی شده باشد، کنترل کیفیت می تواند کمک کند تا دلایل روشن شود و اقدامات در جهت رفع مشکل انجام شود. در پایان باید گفت وقتی مدیریت دست به تلاشی منظم و دائمی برای افزایش کیفیت کار بزند این روند به تمام قسمتهای سازمان منتقل می شود. یک برنامه ریز می تواند افقهای تازه ای را به یک مدیر نشان دهد تا به این ترتیب به کیفیت بالاتر محصولات برسیم و در نهایت کنترل کیفیت با تست کردن و یافتن نواقص و ارائه راه حل به مدیریت کمک کند تا بهتر در راه افزایش کیفیت گام بردارد.

كنترل كیفیت

كنترل كیفیت یكی از مباحث مهندسی صنایع و سیستم‌هاست. كنترل كیفیت علاوه بر دسترس‌پذیر كردن كیفیت، بهره‌وری فعالیت سازمان را نیز افزایش می‌دهد. در این راستا بسته به نوع عوامل مؤثر در كیفیت و وسعت حوزه بررسی ، كنترل كیفیت آماری، تضمین كیفیت و كنترل كیفیت فراگیر مطرح شده‌اند. هر یك از كنترل‌های اشاره شده به مقدمات و ابزاری نیاز دارند كه طراحی و پیاده‌سازی آنها در مهندسی صنایع و سیستم‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

مدیریت كیفیت جامع را می توان تحت پنج ویژگی عمومی زیر ارائه داد:
الف – توجه زیاد به مشتری: منظور از مشتری تنها كسانی نیستند كه در خارج از سازمان قرار دارند بلكه منظور كسانی است كه در داخل سازمان قرار دارند (مثل كاركنان دایره اعتبارات؛ حسابداری و حمل ونقل) كه با سایر افراد سازمان روابط متقابل دارند.

ب – توجه به بهبود مستمر: در اجرای برنامه ای برای كنترل كیفیت كامل نباید تنها به كیفیت بسیار خوب قانع شد زیرا اگر كالایی بسیار خوب است بازهم به اندازه كافی خوب نیست. كیفیت باید پیوسته و به طور دایم بهبود یابد.

ج – بهبود كیفیت همه كارهایی كه سازمان انجام می دهد: كنترل كیفیت جامع دارای تعریفی بسیار وسیعتر از واژه كیفیت است. این واژه تنها درمورد محصول نهایی كاربرد ندارد؛ بلكه به شیوه هایی اطلاق می شود كه سازمان كالا را تحویل می دهد یا سرعتی كه می تواند به شكایتها رسیدگی كند یا نوع برخورد مؤدبانه در پاسخ به تلفنها و مشتری.

د – سنجش با اندازه گیریهای دقیق: كنترل كیفیت كامل برای سنجش متغیرهای عملكرد در فعالیتهـــای سازمان از روش آماری استفاده می كند.

این متغیرهای عملكرد با استانداردهایی مقایسه می شوند كه در رابطه با مسائل مختلف مورداستفاده قرار می گیرند (مسائلی كه ریشه ای است و باید آنها را حل كرد).

ی – تفویض اختیار: در كنترل كیفیت كامل همه افراد باید در فرایند بهبود تلاش كنند. در اجرای این برنامه از تیم ها به صورت گسترده و فزاینده استفاده می شود. تفویض اختیار به عنوان محملی است كه می توان بدان وسیله درحل مسائل كوشید.

كیفیت یك محصول معمولا در رابطه به سه عامل زیر تقسیم میشود :

-كیفیت طرح

-كیفیت انطباق

-كیفیت عملكرد

-كیفیت طرح:

كیفیت طرح به معنی دقت در مشخصات اصلی كالا در زمان طراحی ساخت محصول و قبل از شروع جریان تولید میباشد.

كیفیت انطباق:

كیفیت انطباق درجه همسویی محصول با مشخصات استانداردها و معیارهای تعیین شده برای ساخت ان محصول است.

كیفیت عملكرد :

كیفیت عملكرد محصول به قابلیت اطمینان محصول سهولت نگهداری و خدمات اشاره دارد تا بتوان بطور صحیح و برای مدت طولانی از محصول استفاده نمود.

وظیفه كنترل كیفیت تلاش برای تجمع و متعادل نمودن تصمیمات در بخشهای تولید بازاریابی مالی به منظور دستیابی به مقاصد این بخشها ونهایتا توصعه و دسترسی به اهداف سازمان میباشد.

عوامل موثر در كیفیت طراحی:

مشخصات كالا : از قبیل وزن ، اندازه رنگ ضخامت طرز عمل و …

– توانایی و امكانات جریان تولید : توانایی جریان تولید وابستگی مستقیم به عوامل مختلف از جمله نیروی انسانی مناسب ، بهترین مواد اولیه و نحوه درست عمل كردن ماشین الات ، دارد .

بنابر این تولید در شرایت حد اكثر توانایی یك سازمان با توجه به تغییرات تصادفی در مواد اولیه ، افراد ، ماشین الات همواره عملی نیست و در شرایت مذكور لوزوماً بهترین و با صرفه ترین طریقه تولید نمی باشد.

مدیریت كیفیت فراگیر؛ مدل چنگال

امروزه مانند گذشته مصر‏ف كنندگان دیگر حاضر به پذیرش هرنوع كالا یا خدمتی نیستند و از این رو سازمانهایی از دور رقابت خارج می شوند كه نتوانند انتظارات مشتریان خو د را تامین كنند.

مدیریت كیفیت فراگیر فرآیندی است كه براساس آن مدیریت با مشاركت كاركنان، مشتریان و اعتباردهندگان به بهبود مستمر كیفیثت می پردازد.
هر فردی در سازمان از مدیر اجرایی تا پایین ترین سطح كاركنان در فرآیند مدیریت كیفیت فراگیر مشاركت دارند.

ارائه كیفیت به همه مشتریان یكی از چالشهای مدیریت كیفیت فراگیر در بازار رقابت جهانی است.

مدل چنگالی یكی از مدل های مدیریت كیفیت است كه از نظر تئوری براساس سیستم دانش بنیادی دمینگ و از نظر عملی براساس سیستم های كنترل كیفیت فراگیر ژاپنی ها تنظیم شده است.

مدیریت كیفیت فراگیر یك ماده مغذی برای تغذیه سازمان است تا كاركنان آن انرژی لازم برای تحول كیفی را دریافت دارند.

هدف مدیریت وظایف متقاطع توسعه، استانداردسازی، كنترل، بهبود و ابداع فرآیندهای سازمانی در میان بخشهای مختلف سازمان است.

از دهه 1950 میلادی به بعد كیفیت باسرعت فزاینده ای در ابعاد جهانی مورد توجه تولیدكنندگان كالاها و ارائه كنندگان خدمات و مشتریان آنها قرار گرفته است. با پیشرفت علم و تكنولوژی، انتظار مصرف كنندگان كالاها و خدمات برای دریافت خدمات مطلوب و كالاهای مرغوب افزایش یافته است. دیگر مانند گذشته، آنها حاضر به پذیرفتن هرنوع كالا یا خدمتی نیستند. بنابراین، ضرورت فوق موجب از دور رقابت خارج شدن سازمانهایی می شود كه قادر به تامین و برآورده ساختن نیازها و انتظارات مشتریان خود نباشند. از طرف دیگر، با وجود بازار رقابت كامل جهانی امكان بقا برای تولیدكنندگانی كم است كه در راستای استانداردهای پذیرفته جهانی قدم بر نمی دارند.

مدیریت كیفیت فراگیر فرایندی است كه براساس آن مدیریت با مشاركت كاركنان، مشتریان و اعتباردهندگان به بهبود مستمر كیفیت می پردازد كه به جلب رضایت مشتری منجر می شود. به عبارت دیگر، مدیریت كیفیت فراگیر یك استراتژی سازمانی است كه از طریق به كارگیری روشهای كیفی، خدمات و تولیدات باكیفیت بالا به مشتریان ارائه می كند. مدیریت كیفیت یك استراتژی فراگیر سازمان است كه در سطوح عالی مدیریت شكل می گیرد و سپس در سازمان جریان می یابد. هر فردی در سازمان از مدیر اجرایی تا پایین ترین سطح كاركنان در فرایند مدیریت كیفیت فراگیر مشاركت دارند.

واژه فراگیر در مدیریت كیفیت فراگیر وجه تمایز این استراتژی از بازرسی سنتی، كنترل كیفی و تضمین كیفیت است. واژه كیفیت در مدیریت كیفیت فراگیر به معنای كالای بدون عیب نیست، بلكه چیزی فراتر از آن است. در حقیقت مدیریت كیفیت فراگیر بیشتر متوجه خدمات كیفی است تااینكه بر كیفیت كالاها توجه داشته باشد. در مدیریت كیفیت فراگیر، كیفیت توسط مشتری تعریف می شود. بنابراین، خدمات باید به گونه ای سازماندهی شود كه انتظارات مشتری را برآورده سازد. انتظارات مشتری به خاطر متغیرهای سن، جنس، شخصیت، شغل، رتبه اقتصادی، اجتماعی و… تغییر می كند. به عبارت دیگر، آنچه كه برای یك مشتری كیفیت محسوب می شود، ممكن است برای مشتری دیگر فاقد كیفیت محسوب شود. ارائه كیفیت به همه مشتریان یكی از چالشهای مدیریت كیفیت فراگیر در بازار رقابت جهانی است.

مدیریت كیفیت فراگیر یك سیستم هزینه – اثربخش برای انسجام تلاشهای بهبود كیفی مستمر افراد در كلیه سطوح سازمان برای ارائه خدمات و كالاهایی است كه رضایت مشتریان را تضمین می كند. مدیریت كیفیت فراگیر جستجوگر اینست كه فرهنگی را ایجاد كند تا كلیــه كاركنان به وسیله آن به طور مداوم سازماندهی كارشان را بانگرش برآورده ساختن نیازمندی هایی متغیر و متنوع مشتریان بهبود بخشند.

اجزای مدیریت كیفیت فراگیر

برای مدیریت كیفی فراگیر سه جزء بیان شده است:

! مشتری به عنوان عامل اصلی تعیین كننده كیفیت؛

! كارگروهی به عنوان وسیله ای برای یكپارچگی و انسجام اهداف؛

! یك نگــرش علمی تصمیم گیری براساس جمع آوری و تحلیل داده ها.

برای به كارگیری مدیریت كیفیت فراگیر، موارد زیر باید به كار گرفته شوند:

1 – آموزش: برای اینكه كاركنان را قادر سازد تا در كلیه سطوح سازمان حداكثر مشاركت را داشته باشند، به آموزش نیاز است. برخی ازاین آموزشها باید متوجه شناسایی مشتریان داخلی و خارجی سازمان و نیازهای آنها و توانایی حل گروهی مسئله باشد.

2- كار گروهی: افراد برای حل مسایل باید قادر باشند با گروهها بهصورت موقتی یا دایمی كار كنند.

3 – ساختار كیفی: فرایند بهبود كیفی باید توسط ساختاری كه در كلیه سطوح سازمان گسترش دارد، حمایت شود.

4 – كنترل آماری: مجموعه ای از روشهای آماری باید در سازمان برای اندازه گیری و تحلیل نتایج به كار گرفته شود.

كراسبی (1979) یك شبكه مدیریت كیفیت را بیان كرد كه برای به كارگیری بهبود كیفی پنـــج مرحله از نامطلوب ترین وضعیت تا مطلــوب ترین وضعیت را بیان می كند:

! عدم اطمینان : مدیر در زمینه بهبود كیفیت به عنوان یك ابزار مدیریتی مثبت اطلاعاتی ندارد. با مشكلات به محض وقوع مقابله می شود و هیچ كس قادر به شناسایی این مسئله نیست كه چرا مشكلات روی می دهند؛

! بیداری : مدیر به این مسئله پی می برد كه مدیریت كیفیت مفید است ولی هنوز منابع را برای اجرای آن به كار نمی گیرد. برای مدیر این دلایل مطرح می شود كه چرا این ستاده ها كیفیت ندارند و درمی یابد كه مدیریت كیفیت می تواند راهگشا باشد.

! روشنگری و تنویر افكار: مدیر تصمیم به بـكارگیری یك برنامه كیفی رسمی می گیرد. یك سیستم اقدامات اصلاحی وضع و مدیر نسبت به كیفیت متعهد می گردد.

! عقلانیت و خردگرایی: مدیر به مرحله ای می رسد كه تحولات دایمی می تواند روی دهد. مشكلات به زودی شناسایی شده و كاركنان به طور فعال در فرایند بهبود كیفی مشاركت می كنند و پیشگیری از نواقص معمول می شود؛

! اطمینــان : مدیر هر سازمان به این توافــق مــی رسند كه تحولات دائمی می تواند اعمال شود. سیستم پیشگیری اطمینان می دهد كه مشكلات مهم نمی تواند روی دهد و بهبود كیفی یك فعالیت طبیعی و عادی می گردد.

یكی از وظایف اولیه مدیریت ارشد در زمینه مدیریت كیفیت فراگیر این است كه تئوری ها، مدلها و تكنیك های مختلف در این زمینه را فراگیرد و سپس یك مدل مدیریت كیفیت مناسب برای سازمان خود طراحی كند؛ زیرا مدلهای مدیریت كیفیت فراگیر از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است.

مدل چنگالی؛ یكی ازمدلهای مدیریت كیفیت است كه ازنظر تئوری براساس سیستم دانش بنیادی دمینگ و ازنظر عملی براساس سیستم های كنترل كیفیت فراگیر ژاپنی ها تنظیم شده است. این مدل توالی فعالیتهایی را نشان می دهد كه برای ایجاد تحول كیفی در سازمان باید به كار گرفته شود. این مدل شبیه یك چنگال با یك دسته، یك گردن و سه شاخك است (شكل شماره یك). دسته این چنگال »تعهد مدیریت« را نسبت به تحول كیفی نشان می دهد. گردن چنگال بیانگر »آموزش مدیریت« است. شاخك اول »مدیریت روزانه«، شاخك دوم »مدیریت وظایف متقاطع« و شاخك سوم »مدیریت سیاستگذاری«(7) است.
در این مدل ازقیاس چنگال استفاده شده است؛ زیرا مدیریت كیفیت فراگیر به كارگیری یك ماده مغذی برای سازمان است كه یك سازمان را تغذیه می كند تا كاركنان آن انرژی لازم را برای تحول كیفی دریافت دارند.
مدیریت كیفیت یك سفر بدون پایان است و همـان طور كه هر سفری با یك گام شروع می شود، به محض اینكه مدیریت سازمان اولین گام را دراین زمینه بردارد، سازمان مدیریت كیفیت را شروع می كند. نیازها و محركهای مختلفی وجود دارد كه موجب می شود سازمان مدیریت كیفیت را به كارگیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *