مدخلی بر مفهوم مدیریتسازمانی

شاید یكی از مهمترین فعالیتها در زندگی اجتماعی بشر امروز را بتوان مدیریت دانست در عصر حاضر به مدد این فعالیت است كه مأموریتها و اهداف سازمانها تحقق می یابند از منابع و امكانات موجود بهره برداری می شود و توانایی و استعداد انسانها از قوه به فعل در می آید مدیران در انجام وظایف خود فرایندی را دنبال می كنند كه شامل اجزایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، نظا
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
حجم فایل 259 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 44

مدخلی بر مفهوم مدیریتسازمانی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

مدخلی بر مفهوم مدیریت

شاید یكی از مهمترین فعالیتها در زندگی اجتماعی بشر امروز را بتوان مدیریت دانست. در عصر حاضر به مدد این فعالیت است كه مأموریتها و اهداف سازمانها تحقق می یابند. از منابع و امكانات موجود بهره برداری می شود و توانایی و استعداد انسانها از قوه به فعل در می آید. مدیران در انجام وظایف خود فرایندی را دنبال می كنند كه شامل اجزایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و كنترل، انگیزش، ارتباطات، هدایت و تصمیم گیری است. مجموعة این فعالیتهاست كه مدیریت را شكل می دهد و هماهنگی و نیل به هدفها را میسر می سازد.

صاحبنظران مدیریت را هنر انجام امور به وسیلة دیگران توصیف كرده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی آنان تأكید ورزیده است. گروهی مدیریت را علم و هنر هماهنگی كوششها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف معین توصیف كرده اند. گروهی دیگر مدیریت را در قالب وظایفی چون برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و… بیان نموده اند. یكی از علمای مدیریت و اقتصاد مدیریت را تصمیم گیری دانسته و این وظیفه را بهترین و اصیلترین نقش مدیر قلمداد نموده است. عالم دیگری بر نقشهای مدیر از دیدگاه تازه تری نگریسته و برای مدیر وظایف و نقشهایی چون رهبری سازمان، منبع اطلاعاتی، و عامل تصمیم گیری و رابط با سایر سازمانها بر شمرده است. اندیشمندان دیگر نیز نقش های هشتگانه ای را برای مدیر بر شمرده اند كه در فصل یكم به آنها اشاره خواهد شد.


برنامه ریزی

برنامه ریزی جامع( استراتژیك)

نویسندگان و اندیشمندان مدیریت هر كدام تعریف خاصی از این نوع برنامه ریزی ارائه داده اند كه شاید بتوان همة آنها را در این تعریف خلاصه كرد كه برنامه ریزی استراتژیك فرایندی است در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای آن برای نیل به اهداف و رسالتهای بلند مدت، با توجه به امكانات و محدودیتهای درونی و بیرونی. البته باید یادآور شد كه برنامه ریزی استراتژیك قبل از آنكه یك تكنیك و فن باشد یك نحوة تلقی و باور است كه مدیران را به تفكر دراز مدت و آینده نگری و پیش بینی افقهای دور ترغیب می كند.

خصوصیات برنامه ریزی استراتژیك

1ـ برنامه ریزی جامع، انعكاسی از ارزشهای حاكم بر جامعه است. جهان بینی ها، اعتقادات و سنتهای جامعه در برنامه ریزی جامع منعكس می شود.

2ـ برنامه ریزی جامع معطوف به سؤالات اصلی و مسائل اساسی سازمانها است. سؤالاتی از این قبیل كه« برنامه های امروز سازمان چیست و برنامه های آتی چه باید باشد؟»« امروز كجا هستیم و جهت گیریهای آینده چیستند؟»«امكانات و منابع سازمان در آینده چه وضعیتی دارند و باید مصروف چه اهدافی گردند؟»… در برنامه ریزی جامع مطرح می شوند.

3ـ برنامه ریزی جامع با مطرح ساختن اهداف بلند مدت و تبیین رسالتهای سازمان مدیران را در انجام فعالیتهایشان هم جهت و هماهنگ می سازد.

4ـ برنامه ریزی جامع دارای دید دراز مدت است و افق های دورتری را در سازمان مطرح می سازد. برنامه ریز در این نوع برنامه ریزی به آینده های دور می اندیشد و می كوشد تا موقعیت سازمان را در بلند مدت ترسیم نماید.

5ـ برنامه ریزی جامع، عملیات و اقدامات سازمان را در دوره های زمانی بالنسبه طولانی هماهنگ نموده و به آنها پیوستگی و انسجام می بخشد.

6ـ برنامه ریزی جامع در سطوح عالی سازمان شكل می گیرد، زیرا در این سطح است كه تقریباً به طور همه جانبه ای اطلاعات لازم در مورد امكانات و منابع سازمان و انتظارات و توقعات از آن متمركز است.

7ـ برنامه ریزی جامع، فراگیر بوده و برنامه های عملیاتی سازمان را در بر می گیرد و به آنها جهت می بخشد.

8ـ برنامه ریزی جامع امكانات و محدودیتهای درونی و بیرونی سازمان را در مد نظر دارد و با توجه به آنها پیش بینی های خود را انجام می دهد.

اهمیت و ضرورت برنامه ریزی جامع در سازمان

در سنوات اخیر با تغییرات شگفت آوری كه سازمانها را احاطه كرده است، مدیران به فراست دریافته اند كه با تعیین و تبیین اهداف و مأموریتهای سازمان در دراز مدت بهتر می توانند برنامه های خود را به ثمر رسانند. سازمان بهتر كار می كند و نسبت به محیط خود واكنشهای مناسبتری نشان می دهد. از این رو استفاده از برنامه ریزی استراتژیك و جامع به عنوان یك ضرورت در سازمانها مطرح گردیده است. به كمك این برنامه ریزی، مدیریت قادر می شود جهت گیریهای خود را در آینده معین ساخته و سازمان را در مقابل تغییرات و تحولات فردا مجهز سازد. برنامه ریزی جامع به مدیر كمك می كند تا تصویر روشنی از سازمان و هدفهای آن به دست دهد و فعالیتهای سازمان را در لوای استراتژی واحدی هماهنگ سازد.

فرایند برنامه ریزی جامع

1ـ تعیین و تدوین اهداف آینده سازمان

2ـ شناخت اهداف و استراتژیهای موجود سازمان

3ـ تجزیه و تحلیل شرایط محیطی سازمان

4ـ تجزیه و تحلیل منابع و امكانات سازمان

5ـ شناخت وضع موجود سازمان

6ـ تعیین تغییرات مورد لزوم در استراتژیها

7ـ تصمیم گیری در مورد استراتژی مطلوب

8ـ اجرای استراتژی جدید

9ـ كنترل و سنجش استراتژی جدید در عمل

برنامه ریزی عملیاتی در سازمان

برنامه ریزی جامع چون چتری بر سازمان و عملیات و اقدامات آن سایه می گسترد و مدیران و مسئولان امور را در انجام فعالیتهایشان هدایت می كند. اما این برنامه ریزی راهنما، مدیران و مسئولان رده های پایین سازمان را از وظیفه اصلی شان كه برنامه ریزی عملیاتی است بی نیاز نمی سازد. آنان باید با الهام از استراتژیهای تعیین شده، و با توجه به اهداف كلی سازمان به برنامه ریزیهای عملیاتی بپردازند و اهداف جزئی شده در واحد خود را تحقق بخشند.

اصولاً برنامه ریزی عملیاتی از جهات كلی شباهت بسیار به برنامه ریزی جامع دارد؛ زیرا در برنامه ریزی عملیاتی، هدفهای عملیاتی به جای هدفهای كلی قرار گرفته و نحوة نیل به آنها در قالب یك سری عملیات پیش بینی می گردند. در برنامه ریزی عملیاتی هدف جزئی به صورت برنامة عملیات در می آید و طریق رسیدن به هدف جزء به جزء بیان می گردد. برنامه ریزی عملیاتی را می توان پیش بینی عملیات برای نیل به هدفهای معین با توجه به امكانات و محدودیتها و خطوط كلی ترسیم شده در برنامه ریزی جامع تعریف كرد. همان گونه كه ملاحظه می شود، هدف و پیش بینی عملیات برای نیل به آن، اجزای اصلی در تعریف برنامه ریزی می باشند.

تكنیكهای برنامه ریزی

برای برنامه ریزی عملیاتی تكنیكهای مختلفی ارائه شده است. یكی از ساده ترین این تكنیكها جدول كارنما است كه ضمن سادگی و سهولت استفاده، در كار برنامه ریزی بسیار مفید است.

این جدول كه نمونه ای از آن در شكلهای زیر مشاهده می شود. فعالیتها، ارتباط و زمان اجرای آنها را نشان می دهد. برای استفاده از جدول مذكور، ابتدا با توجه به نوع فعالیتها و زمان مصروفه برای آنها، واحدی را برای زمان تعیین می كنیم. مثلاً واحد زمانی را روز یا هفته یا ماه در نظر می گیریم و هر فعالیت را در ردیفهای جدول درج نموده و زمان آن را با هاشور زدن مشخص می كنیم.

جدول كارنما

مزیت اصلی جدول كارنما تعیین و نشان دادن فعالیتهای متوالی و متقارن و نحوه احتساب زمان آنهاست. در صورتی كه دو فعالیت بتوانند باهم انجام شوند( متقارن باشند)، زمان آنها ( كلاً یا بعضاً) بر هم منطبق خواهد شد و در صورتی كه انجام یكی منوط به انجام دیگری باشد( متوالی باشند)، تقارن زمانی وجود نخواهد داشت، و از زمان هر فعالیت به طور مجزا و مستقل به

حساب می آید.

نمونة تكمیل شده جدول كارنما

بدین ترتیب جدول كارنما زمان واقعی انجام برنامه را نشان می دهد، و توالی و تقارن فعالیتها را مشخص می سازد. به عنوان مثال، اگر برنامة ما شامل سه فعالیت الف، ب و ج باشد كه به ترتیب دو ، سه و پنج هفته به طول می انجامند، زمان كل برنامه ظاهراً ده هفته خواهد بود. اما این پیش بینی در صورتی صحیح است كه این سه فعالیت متوالی باشند. در حالی كه اگر فعالیت ب و ج متقارن باشند با استفاده از جدول كارنما مشاهده می شود كه زمان كل برنامه هفت هفته خواهد بود. بدین ترتیب جدول كارنما ضمن آنكه فعالیتهای هر برنامه و زمان انجام آنها را تعیین می كند، نحوة ارتباط فعالیتها( متقارن بودن یا متوالی بودن آنها) و زمان واقعی كل برنامه را به دست می دهد، كه در برنامه ریزی اهمیت فراوانی دارد.

جدول كارنما اساس تكنیك پیچیده تری در برنامه ریزی است كه آن را تكنیك تجزیه و تحلیل شبكه می نامند، و امروزه در پروژه های عملیاتی كاربرد فراوان دارد.

برنامه ریزی نیروی انسانی

برنامه ریزی نیروی انسانی بخشی از برنامه ریزیهای كلی سازمان بوده و هدف آن تشخیص و تأمین كادر مورد نیاز با توجه به تغییر و تحولات سازمان در آینده می باشد. برنامه ریزی نیروی انسانی در دو مرحله انجام می پذیرد: مرحلة اول، برنامه ریزی احتیاجات نیروی انسانی در تمامی رده ها و سطوح سازمان در طول مدت برنامه می باشد. مرحلة دوم، برنامه ریزی تأمین نیروی انسانی برای رفع نیازهای سازمان است. در مرحلة اول، وجود اطلاعات و آمار پرسنلی لازم بوده و در مرحلة دوم، برنامه ریزی وضعیت خدمتی ضرورت پیدا می كند.

بر اساس برنامه ریزی كلی سازمان است كه می توان برنامه ریزی احتیاجات نیروی انسانی را آغاز كرد و فهرستی از كادر مورد نیاز به دست داد. این فهرست در مقایسه با پرسنل موجود و با عطف توجه به ارتقای شغلی، خروج از خدمت و امثال آن می تواند نیروی انسانی مورد نیاز نهایی را تعیین كند. پس از آن، كوشش برنامه ریز بر آن است كه در تأمین این نیرو، راههای ممكن را پیش بینی و مشخص سازد.

برنامه ریزی احتیاجات نیروی انسانی

برنامه ریزی احتیاجات نیروی انسانی را به دو طریق می توان انجام داد:

الف: روش تجزیه و تحلیلی فعالیتها و هدفها.

ب: روش نرخ روند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *