بررسی عوامل مختلف در رابطه با كاهش انگیزه پرسنل شركت رینگ سازی مشهد

تا قبل از دهه 1930 میلادی بطور گسترده ای باور بر این بود كه رهبری یك ویژگی فردی است، و تنها محدودی از افراد بطور ذاتی توانائیها و خصوصیاتی را به ارث برده اند و خداوند به آنان این ودیعه گرانبها را اعطا فرموده كه می‌توانند رهبران موثری باشند از دهه 1930 به بعد، دانشمندان علوم اجتماعی و علوم رفتاری مسیر جدیدی را در تحقیق پیرامون رفتار و خصوصیات رهبری
دسته بندی برنامه ریزی شهری
فرمت فایل doc
حجم فایل 52 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 69

بررسی عوامل مختلف در رابطه با كاهش انگیزه پرسنل شركت رینگ سازی مشهد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

پیشگفتار. 1

فصل اول – مقدمه پژوهش… 3

مقدمه. 4

بیان مسئله. 4

اهمیت و ضرورت تحقیق: 6

فرضیات پژوهش… 8

اهداف تحقیق.. 9

متغیرهای تحقیق.. 9

تعریف اصطلاحات.. 9

تعریف… 10

فصل دوم- بررسی پیشینه پژوهشی.. 11

الف: بررسی تئوری ها و پژوهش های گذشته. 11

ب: اتسنتاج كلی در ارتباط با مسئله پژوهشی.. 11

پ: خلاصه چگونگی حل مسئله پژوهشی.. 11

اصطلاحات و مفاهیم. 12

مفهوم انگیزش… 12

ماهیت انگیزش: 13

اهمیت انگیزش… 13

«ریشه یابی علل مشكلات عدم وجود انگیزش صحیح نیروی كار». 14

عدم تامین انتظارات كاری مدیریت از سوی زیردستان.. 19

سبك نامناسب رهبری مدیر. 21

عدم انطباق اهداف كاركنان با اهداف مدیریت.. 25

الف- میزان مشاركت كاركنان در تصمیم گیریها 26

ب- درجه رضایت شغلی كاركنان.. 26

ج- میزان واگذاری مسئولیتها 27

ه- میزان انگیزه و تمایل واقعی پرسنل. 27

و- سهیم شدن كاركنان در مالكیت و سود شركت.. 28

د- مساله امنیت شغلی.. 28

فقدان آموزش موثر نیروی انسانی.. 30

اثربخشی پایین مدیریت.. 31

ت- طیف زمانی برنامه ریزی شركت.. 31

عدم اعتماد مدیریت به كاركنان.. 32

فصل 3- روش پژوهش… 34

الف- توصیف آزمودنیها (جامعه و گروه نمونه) 34

ب- توصیف ابزارهای پژوهش… 34

پ- اعتبار و روایی ابزارهای پژوهشی.. 34

ج- طرح پژوهش و روش تحلیل داده ها 34

فصل 3- روش تحقیق.. 35

جامعه آماری.. 35

نمونه و روش نمونه گیری.. 35

قلمرو مكانی و زمانی پژوهش… 35

ابزار و گردآوری اطلاعات.. 35

روایی و اعتبار ابزار گردآوری اطلاعات.. 35

قلمرو پژوهش… 36

فصل 4- یافته های پژوهشی.. 37

الف- توصیف و تحلیل داده ها (در رابطه با پرسش، هدف یا فرضیه) 37

ب- سایر یافته های پژوهشی.. 37

فصل 5- بحث و تفسیر. 43

نتیجه گیری.. 43

پیشنهادها 43

نتیجه گیری: 44

پیشنهادات.. 44

مطرح كردن مسائل و مشكلات سازمان و تبادل اطلاعات.. 45

منابع و مآخذ. 50

پیشگفتار

تا قبل از دهه 1930 میلادی بطور گسترده ای باور بر این بود كه رهبری یك ویژگی فردی است، و تنها محدودی از افراد بطور ذاتی توانائیها و خصوصیاتی را به ارث برده اند و خداوند به آنان این ودیعه گرانبها را اعطا فرموده كه می‌توانند رهبران موثری باشند. از دهه 1930 به بعد، دانشمندان علوم اجتماعی و علوم رفتاری مسیر جدیدی را در تحقیق پیرامون رفتار و خصوصیات رهبری پیمودند. اصولا مشخص ساختن یك الگوی اساسی و یكسان رهبری ناممكن است، چرا كه از یك طرف نمی‌توان ویژگیهائی را برشمرده كهتمام رهبران موثر و موفق دارای آن خصوصیات باشند و از طرف دیگر با توجه به شرایط خصوصیات رهبران موفق و موثر در سازمانها نظامی، صنعتی و تعلیم و تربیتی با یكدیگر متفاوتند. نمونه بارز آن اینكه حتی درون یك صنعت، شرایط متفاوت، رهبری متفاوت را می‌طلبد. مقایسه رهبران صنعتی موفق و موثر در دوره های تاریخی مختلف، در فرهنگهای مختلف و در صنایع مختلف، این مطلب را بوضوح روشن می‌سازد. بهرحال، عواملی كه برای یك رهبری موفق ضرورت دارد، داشتن مهارت و نگرش است كه می‌توان آنها را از طریق فراگیری كسب كرد، و یا بطور گسترده ای اصلاح نمود. رهبری را در یك طیف گسترده باید مورد توجه قرار دهیم. چرا كه چهار متغیر وجود دارد كه رهبری را متاثر می‌سازند، اول خصوصیات رهبر، دوم نگرش ها، نیازها و سایر خصوصیات فردی زیر دستان، سوم خصوصیات سازمان، مانند اهداف آن، و ماهیت وظایفی كه باید انجام پذیرد و چهارم: متغیرهای محیطی.

خصوصیات شخصی كه برای عملكرد موثر رهبر لازم می‌باشد، باتوجه به سایر عوامل، تغییر می‌یابد. این چهار متغیر دستاوردهای تحقیقات و پژوهشهای علمی‌در مورد رهبری می‌باشد و مفهومش این است كه رهبری یك خصوصیت ذاتی فرد نیست. بلكه یك رابطه پیچیده بین این چهار متغیر می‌باشد.

بنابر این اگر بپذیریم كه رهبری رابطه ای بین رهبر، پیروان، سازمان و عموال محیطی است و قبول داشته باشیم كه این عوامل و متغیرهای موقعیتی با گذشت زمان تغییر می‌كند، لازم است بپذیریم كه خصوصیات و ویژگیهای رهبری نیز تغییر می‌كند.

به هر تقدیر تسلط به تكنیك های فنی، مانند كامپیوتر، مالی، تولید، بازاریابی و امثالهم برای رهبری موثر كفایت نمی‌كند، چرا كه جنبه انسانی رهبری، به مراتب مهمتر از وظایف فنی است. برای بقا و حفظ موقعیت هر سازمان، وجود رهبری موثر، امری است حیاتی. سبك تصمیم گیری رهبر، یكی از ابعاد مهم رهبری است. روشهای بسیار متنوعی وجود دارد كه هر رهبر برای انجام وظیفه و یا اتخاذ تصمیمات مشخصی، می‌تواند از آنها استفاده كند كه با توجه به میزان مشاركت یا عدم مشاركت زیر دستان سبك رهبری متفاوت خواهد بود.

بعضی از زیر دستان تمایلی به مشاركت در فرآیند تصمیم گیری ندارند و پاره ای اشتیاق فراوان دارند. بهرحال با توجه به متفاوت بودن زیر دستان، میزان علاقه به مشاركت در فرایند تصمیم گیری نیز متفاوت است، حتی افراد نسبت به بعضی از تصمیمات بیشتر، مشتاق به مشاركت هستند و در بعضی دیگر، كمتر، همین درجه و میزان علاقه مندی و تمایل زیر دستان نسبت به مشاركت یا عدم مشاركت خود ایجاد كننده نوع سبك رهبری می‌باشد. بعبارتی توان و تمایل زیردستان، یك عامل اساسی در اتخاذ سبك بخصوصی از رهبری می‌باشد. در این مسیر به بررسی عوامل موثر برانگیزه كاركنان شركت رینگسازی پرداختیم كه در فصل اول به كلیات این مساله پرداختیم وهدف ما ضرورت این امر را توضیح دادیم و فرضیه های موجود بر روی این موضوع را بررسی كردیم و در فصل دوم پیشینه این مساله را مورد جستجو قرار دادیم تا بتواند راه گشایی برای تحقیق حاضر باشد. در فصل سوم روش و شیوه تحقیق را درباره این مسئله را ذكر كردیم و در فصل چهارم با پرسش نامه ای كه در بین كاركنان و پرسنل محترم این شركت توزیع كردیم یافته های تحقیق را بدست آوردیم. تا توانستیم در فصل پنجم به نتیجه گیری دست یابیم.


فصل اول – مقدمه پژوهش

الف- بیان كلی مساله

ب- بیان پرسشها- هدفها- فرضه ها

پ – تعریف اصطلاحات و مفاهیم


مقدمه

ما در عصری زندگی می‌كنیم كه سازمانهای مختلف با تشكیلات كوچك و بزرگ پیرامونمان را فراگرفته اند. قسمت اعظم احتیاجات و نیازهای گوناگون ما را سازمانهای دولتی و خصوصی اجتماعی تقریبا در كلیه شئون زندگی انسان، از از هنگام تولد تا مرگ تاثیر می‌گذارند و بدون وجود سازمانها زندگی ما حالتی كاملا متفاوت از آنچه كه هم اكنون دارد، پیدا می‌كند. گستردگی سازمانها به گونه ای است كه می‌توان گفت جامعه از سازمان های گوناگون كه كالاها و خدمات مورد نیاز را تامین می‌كنند، تشكیل یافته است و امروزه ما پیشرفت و توسعه در هر جامعه را منوط به كارائی و راندمان سازمان های آن جامعه می‌دانیم.

در جهت افزایش راندمان و كارائی سازمان ها باید اجزاء و عوامل اصلی هر سازمان را شناسایی و نحوه بهره گیری از منابع و امكانات آن را مورد بررسی قرار دهیم. بررسی اجمالی سازمان ها نشان می‌دهد كه پنج عامل اصلی را می‌توان در هر سازمان مشخص نمود كه عبارتند از نیروی انسانی، مواد، تجهیزات، روشها و مدیریت. هرچند كه هركدام از این عوامل در جای خود اهمیت زیادی را دارند و می‌توانند در كارایی سازمان نقش داشته باشند اما می‌توان گفت مهمترین این عوامل مدیریت است. برای رسیدن به بازدهی مطلوب و دستیافی به اهداف می‌باید مدیریتی توانمند وجود داشته باشد كه در نیروی انسانی تحرك و شور و شوق ایجاد نماید.

از مواد به بهترین نحوه استفاده كند و از تجهیزات با توجه به ظرفیت به گونه ای مطلوب استفاده شود و روشهای مناسبی را تدوین نماید. بنابراین هرچه مدیریت تواناتر باشد احتمال تحقق اهداف سازمان بیشتر شده و بهره گیری مطلوبتری از منابع بعمل می‌آید.

بیان مسئله

هر یك از سازمان های اجتماعی، هدفها و خدمات و كاركردهایی دارند كه بدین وسیله اجتماع بشری را به چرخش در می‌آورند. هدف اصلی هر سازمان، كسب سود و به حداكثر رساندن آن است. و این كار باید با اثر بخشی توام باشد. هدف اصلی تر در سازمانها در زمینه اثر بخشی فعالیتهای رفاهی جامع، از جمله تامین نیازها و خدمات رسانی به مردم و عدالت اجتماعی است.

یكی از مسئولیتهای هر نهاد اجتماعی میل به اهدافی است كه علت وجودی هر نهاد را شكل می‌دهد. تحقق اهداف سازمان در گرو همكاریو هماهنگی تمامی‌عوامل است كه تعامل نظام مند آنها با یكدیگر بوجود سازمان معنا می‌بخشد.

نیروی انسانی، بزرگترین سرمایه هر سازمان و هر كشوری می‌باشد و عامل اصلی موفقیت و پیشرفت است. اغلب گفته می‌شود كه كارمند خوشحال یك كامند كارا است و یك كارمند خوشحال بایستی با شغلش ارضاء شود. نیروی انسانی به اسكلت سازمانی روح می‌بخشد و چرخه آن را به حركت در می‌آورد و تعیین میكند كه فرایند كل مجموعه چگونه جهت بگیرد.

در این میان، نقش یك عامل برجسته از سایر عوامل و آن نیروی انسانی در تمام سطح سازمان است كه باید به آن بعنوان یك عامل ذی شعور و دارای نیازهای مادی و معنوی اهداف فردی، توقعات گروهی بین از سایر عوامل توجه شود. از آنجا كه كارایی نیروی انسانی همیشه براساس محاسبات اقتصادی قابل پیش بینی نیست و عوامل متعدد دیگری كه برخواسته از نیازهای برتر انسان در ابعاد اجتماعی و خودیابی است، در این زمینه موثر است. لذا ازمیان پدیده ها و عوامل مختلفی كه بر بازده شغلی و سطح كارایی فرد در سازمان تاثیر گذار است، انگیزه شغلی را انتخاب نموده ایم كه اهمیت و حساسیت خاصی دارد. چرا كه اگر در سازمان، انگیزه و رضایت شغلی انسان مقدم بر هدفهای دیگر نباشد آن سازمان محكوم به نابودی است.

انگیزه تاثیر متقابل روی فردو سازمان دارد. از یكطرف، فرد همراه با خواسته ها و آرزوهایی به سازمان می‌پیوندد و هماهنگی و همسویی این دو در فرد ایجاد انگیزه می‌نماید و این انگیزه شغلی خود باعث نوآوری و خلاقیت در كار و افزایش تعهد و بازده فردی می‌شود. و از طرف دیگر طی فرایند كسب انگیزه كاری افراد، سازمان دارای پویایی گشته و به اهداف خود نزدیك می‌شود.

یكی از متغیرهای بسیار مهمی‌كه بر انگیزش كاركنان اثر گذار است. سبك مدیریت و رهبری سازمانی است كه آن خود نیز به نوعی، متجلی دیدگاه مدیر نسبت به انسان و كار می‌باشد، اگر این سبك مناسب و به مقتضای شرایط انتخاب شده باشد می‌تواند بر انگیزنده انگیزش در سازمان باشد و آن نیز می‌تواند سبب هم سویی اهداف كاركنان با اهداف سازمان شده و در نهایت منجر به موفقیت سازمان گردد.

در حقیقت توفیق در امر مدیریت در گرو شناخت صحیح از منابع انسانی و برقراری روابط مناسب با آنها و ترغیب آنان به كوششی در جهت دستیابی به اهداف سازمانها است.

مواردی كه تقویت كننده روحیه و انگیزه و علاقمندی كاركنان به كار و محیط كاری باشند مانند ایجاد امنیت شغلی،تامین زندگی در زمان، دوران پیری و از كار افتادگی، رضایت از شغل و موارد مشابه دیگر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *